گروه سیاسی «سراج24»- حسین مولایی: قوانین بین المللی گسترده ای در رابطه با تروریسم وجود دارد، اما به گستره همین قوانین، ابهامات و تعاریف نامشخص حقوقی فراوانی نیز وجود دارد و دقیقاً با سوء استفاده از این ضعف حقوقی است که گروههای تروریستی تکفیری و گروههای تجزیه طلب توانستهاند در سوریه، عراق و سایر نقاط خاورمیانه جولان دهند و صلاحیت حمایت مستقیم کشور های غربی از اقدامات تروریستی را احراز نمایند. با موضعگیریهای متناقض کشورهای غربی از مفهوم تروریسم قبح اقدامات تروریستی ریخته شده، تروریسم خوب و بد شکل گرفته و ناقضان حقوق و قواعد بین المللی، مبارزین آزاد و در بدترین حالت پیکارجویان خطاب می شوند. کشور های غربی مفاهیم حقوقی خود را فراموش کرده و در تناقض رفتاری خود گرفتار شده اند. این تناقض گویی به حدی رسیده که معیار اقدامات تروریستی برخلاف دهه های قبل، از معیار های حقوقی به شاخص دوستی با گروه غرب تبدیل شده است.
این در حالی است که گروههای تروریستی و تجزیه طلب در منطقه، در تمام مراحل شکل گیری، هم عاملان شنیع ترین اقدامات تروریستی بوده اند و هم قوانین حقوق بشر دوستانه را نقض کردهاند و بعد جدیدی به جنایت های بشری داده اند. اما با کمال تعجب این گروهها مورد حمایت غرب بوده و با عناوینی مانند ارتش آزاد، مبارزین راه آزادی! و پیکارجویان جدایی طلب و... خطاب می شوند و اقدامات جنایتکارانه آنها همچون نسل کشی ها، حملات وحشیانه علیه غیر نظامیان، مثله کردن و ... در سایه عباراتی مانند مبارزه برای آزادی و... توجیه می شود.
کوتاه کلام اینکه غرب مفهوم حقوقی خود از تروریسم را فراموش کرده است. مرور سیر اصول و قواعد بین المللی این مسئله را به خوبی نشان می دهد. در قواعد حقوق بین الملل به عنوان مجموعه قواعدی که از دانشگاههای غربی به سایر نقط جهان تسری پیدا کرده، اولین عنصر از تروریسم بین المللی، به عنوان عنصر عینی با اقدام مرتبط است [1]. اقدامات تروریستی، اقداماتی است که در جرایم ملی و حقوقی به عنوان اقدامی مجرمانه تلقی می شوند: این اقدامات شامل قتل، کشتار دسته جمعی، ایجاد آسیب جدی بدنی، آدم ربایی، بمب گذاری، ربودن و.. می شود.
اقدام تروریستی خاصیتی فرا ملی دارد. به بیان دیگر اقدامات تروریستی در قلمرو یک کشور محدود نمیماند. ویژگی فرا ملی بودن تروریسم در ماده 3کنوانسیون مبارزه با تامین مالی تروریسم تحت پوشش قرار گرفته است. (طبق این کنوانسیون جرمی که تنها در یک کشور روی داده است تنها بایستی در همان کشور محاکمه شود و دیگر کشور ها صلاحیت محاکمه او را ندارند.) در صورتی که تاثیر فراملی یک اقدام تروریستی مشخص شود، میبایستی تمام اقدامات برای محاکمه عاملات تروریستی حتی خارج از مرز های کشور میزبان اقدام تروریستی صورت پذیرد.
دومین مولفه در توصیف ویژگیهای تروریسم "هدف از اقدامات تروریستی"[2] یا عناصر ذهنی اقدامات تروریستی است. بر مبنای قواعد حقوقی، هدف از انجام اقدامات تروریستی گسترش ترور و وحشت در میان جمعیت غیر نظامی است تا دولت و سازمانها را وادار به انجام کاری کنند یا از انجام کاری باز دارند.[3] در چشم انداز این هدف، هدف سومی قرار دارد که بی ثبات کردن یا نابودکردن ساختارهای یک کشور است.[4] اما بی ثبات نشان دادن ساختار سیاسی یک دولت وسیله ای است برای ودار کردن دولت برای انجام یک سری از اقداماتی که دولت مخالف آن است.
در این بررسی، انگیزه اقدامات تروریستی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است، چراکه اگر جرایم جنایی با اهداف شخصی و نفع مادی صرف صورت می گیرد، جرایم تروریستی با اهداف سیاسی و ایدوئولوژیک صورت می گیرد. لذا انگیزه اهمیت خاصی در اقدام تروریستی داشته و سبب تمیز این اقدامات از اقدامات جنایی مانند(قتل و کشتار)می شود. این ویژگی است که عمل جنایتکارانه یک شخص را به اقدامی تروریستی تغییر می دهد. [5] به بیان ساده تروریسم از دو عنصر اساسی تشکیل شده است: اول عنصر ذهنی (قصد) که در هر نوع از جرایم جنایی به نوعی وجود دارد و در واقع عنصر روانی لازمه هر نوع قتل، کشتار، آدم ربایی و...می باشد. دوم "قصد خاص" است که با هدف وادارکردن یک حاکمیت به انجام یا ترک یک فعلی صورت می گیرد.
امروزه و در رابطه با خاورمیانه اهداف سیاسی و استعماری غرب بر مباحث حقوقی تروریسم برتری یافته است. لذا بازی با واژه تروریست آغاز شده و معیار تروریست بودن گروهها به جای معیار فوق، سرسپردگی به غرب تعیین شده است. همین مسئله سبب شده تا گروه غرب تا به امروز، از تروریست نامیدن گروههای مسلح در سوریه، عراق و سایر نقاط خاورمیانه خودداری نماید. این سیاست در حالی در دستور کشورهای غربی قرار گرفته که از لحاظ سبقه تاریخی قبل شکلگیری بلوای فعلی خاورمیانه، یکی از مهمترین استثنائات در رابطه با گروههای تروریستی، فعالیت گروههای آزادی بخش کشورهای تحت سلطه بیگانگان بود. این قاعده از طرف کشور های اسلامی حمایت می شد و این کشورها تلاش داشتند این گروهها را به عنوان استثناء اقدامات تروریستی معرفی نمایند. بدین معنی که مثلا اتحادیه عرب و کشورهای اسلامی معتقد بود نبایستی مبارزه با اشغالگری خارجی را به عنوان اقدام تروریستی معرفی شود. مصداق بارز این اقدام نیز نیروهای مردمی فلسطین بودند. اما در واکنش کشورهای غربی به این اقدام معترض بودند و حمایت از گروههای آزادی بخش فلسطین توسط کشور های اسلامی را بهانه ای برای حامی تروریسم نامیدن کشور های اسلامی قرار داده بودند.
اما امروز بازیهای سیاسی غرب بر بحثهای به ظاهر حقوقی آنها غلبه کرده و جنایتکاران و دشمنان بشری هم تروریست معرفی نمیشوند. در صورتی که طبق تعاریف فوق از تروریسم و با مروری بر رویه کشورهای غربی همه گروههایی که امروز غرب از آنها حمایت می کند تروریست هستند و حتی جنبه های وحشیانه دیگری نیز به تروریسم دادهاند.
این سیاست در مقطعی اتخاذ شده که تروریسم موجود در خاورمیانه نیازمند هماهنگی همه جانبه کشورها و قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای است. اما تروریسم به ابزاری برای تجزیه و مبارزه با دولتهای مستقل بدل شده و گروه غرب که زمانی حاضر به پذیرش مشروعیت اقدامات تنها استثناء گروههای تروریستی یعنی گروههای آزادی بخش از جمله گروههای مبارز فلسطینی نبود، امروز چتر حمایتی گستردهای برای حمایت از تروریستهای تکفیری و جدایی طلب باز کرده است.
کشور های غربی در حالی که هنوز هم گروههای مبارز فلسطینی را در لیست تروریستی خود دارند، در طی چهار سال گذشته، از تروریست نامیدن و برخورد با گروههای تکفیری تروریستی در منطقه خودداری نموده و عملاً این گروهها را به عاملی برای اجرای سیاست های خود تبدیل کردهاند. این در حالی است که گروههای تروریستی و تکفیری در منطقه هم عمل تروریستی انجام می دهند، هم قوانین حقوق بشر دوستانه را نقض می کنند و هم مورد حمایت گروه غرب بوده و با عناوینی مانند ارتش آزاد و مبارزین راه آزادی خطاب قرار می گیرند.! این مسئله در درجه اول ناشی از ضعف در قوانین بین الملل و در مرحله بعد در سیاست های سودجویانه این کشور ها نهفته است.
رسانه های غربی در معرفی تروریست های مورد حمایت آنها نقش اساسی دارند. در این رسانه ها تروریست خوب، تروریستهای مورد حمایت آمریکا و گروههای حامی ارزش های غربی هستند. این گروهها در رسانه های غربی به صورت آراسته و نظامند ظاهر شده و معمولا پیکارجویان مسلح، گروههای معترض مسلح و ... خطاب می شوند. افراد عمده این گروههای بر مبنای تبلیغ رسانه های غربی معمولا زنان جوان با ظاهری آراسته و آشنا با اصول ناب غربی هستند. آنچه رسانه های غربی در رابطه با این تروریست ها در تلاش برای القای آن است مشروعیت دهی و حمایت واقعی از این گروهها است. اما گروه و مبارزینی که با اشغالگران خارجی و استعمارگران مبارزه می کنند و هر گروهی که به غرب وابستگی ندارد تروریست بد بوده و همه صفات فوق از آنها صلب شده و رسانه های غربی در تلاش برای تخریب آنها هستند.
استثناء کردن فعالیت گروههای آزادی بخش علیه اشغال خارجی، به معنای عدم مسئولیت پذیری آنها نیست. از منظر حقوق بینالملل اگر حملات گروههای آزادی بخش بر روی اهداف مشروع نظامی متمرکز نشود و با رعایت اصول حقوق بشر دوستانه بین المللی صورت نگیرد می تواند در راستای اقدامات تروریستی رده بندی شود. به بیان دیگر اگر این گروهها بخواهند غیر نظامیان را مورد هدف حملات خود قرار دهند، به نسل کشی و جنایت جنگی و سایر جرایم حقوق بین الملل متهم می شوند و می توان اقدام آنها را با عنوان جرایم جنگی قلمداد و مورد محاکمه قرار داد و اگر هدف آنها گسترش وحشت و ترور باشد، اقدام آنها با عنوان اقدامی تروریستی محسوب می شود. اما در درجه اول نبایستی فعالیت گروههای آزادی بخش از اشغال نیرو های خارجی را با گروههای تجزیه طلب و افراطی فعلی خاور میانه که عامل دست بیگانگان شده اند برابر دانست.
پی نوشت:
- conduct
- purpose of the act
- See for instance x 3 of Security Council Res. 1566, adopted on 4 October 2004; Art. 83.01(1)(B)of the Canadian Criminal Code
- See, for instance, Art.1(2) of the 1999 Convention of the Organization of the Islamic Conference on Combating International Terrorism; Art. 1 of the EU Framework Decision on Combating
- See, for instance, Art.1(2) of the 1999 Convention of the Organization of the Islamic Conference on Combating International Terrorism; Art. 1 of the EU Framework Decision on Combating



